تبليغاتX
.
.



لیست اصلی

آرشیو مطالب

یعضیا میگن بوقت

امکانات

<.::وبلاگ ما آماده تبادل لینک و لوگو با شما است.لطفا در قسمت نظرات بیان کنید::.> www.arezoo17.blogfa.com


   قصه گل سرخ

گل سرخی که یه روز برام خریدی

 

اسمشو میذارم  راز دل فریبی

 

نامه هایی که برام تو می نوشتی

 

بوی دستاتو میده یار قدیمی

 

از عشق زیر بارون گریه کردم اشکامو نبینی

 

نمیدونی چه قدر زیبا و دل فریبی

 

اشکای من هدیه به تو

 

تو مث فرشته های خدا می مونی

 

تو پاکی و عاشقی و مهربونی

 

مرحم من دستای تو

 

اشکام اشکام اشکام

 

دونه دونه دونه دونه دونه دونه دونه

 

ریختن روی گونت فکر کردی بارونه بارونه

 

بی تو بی تو میمیرم  میمیرم میمیرم

 

بی تو که من آروم نمیگیرم

  نویسنده: تنها ترین ׀ تاریخ: جمعه 1387/04/14 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

  
 

از دل میگویم و از جان

اگر از دل خبر داری گوش کن

ور نه نخوان

 

درد عشقی کشیده ام که نپرس     زهر هجری چشیده ام که نپرس

 

((...:::... لطفا با نظرات زیبای خود رنگی به ظلمت تنهائی من بزنید...:::...))

 

سپاس گذارم

  نویسنده: تنها ترین ׀ تاریخ: جمعه 1387/04/14 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

   بدون ...
پشت هر كوچه اگه يكي پر پر ميزنه
شك نكن كه عاشقه يه نفر مثل منه
منم اون غريبه شهر شما
كه غريبم توي جمع آدما

هر كي با چشم تره ، شب و روز در به دره
مثل من يه عاشقه، توي خط آخره
منم اون غريبه شهر شما
كه غريبم توي جمع آدما

يكي توي قصه‌هاي عاشقي، شكل فرهاد شده
يكي پشت كوچه هاي بي كسي، پر فرياد شده
اين همه شكستن، سهم من نبود
دل به گريه بستن، سهم من نبود
اين همه شكستن، سهم من نبود
دل به گريه بستن، سهم من نبود
با پريشوني و درد بي كسي
روز و شب نشستن سهم من نبود


پشت هر كوچه اگه يكي پر پر ميزنه
شك نكن كه عاشقه يه نفر مثل منه
منم اون غريبه شهر شما
كه غريبم توي جمع آدما

تو بگو عزيز من تو با مني، عاشقي رو نميشكني
عاشق ديونه مي مونم واسه تو
پشت كوچه هاي شب دور از نظر با دل خون با چشم تر
مثل ديوونه مي خونم واسه تو
اما اون چشماي تو ، من عاشق رو نديده
اون دو تا چشم قشنگ ، منو تا اينجا كشيده
اگه ديدي كه يه روزي بي خبر، گم شدم تو يه سفر
شك نكن يه عاشقم اسم منو توي عاشقا ببر
  نویسنده: تنها ترین ׀ تاریخ: جمعه 1387/04/14 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

   بی تو ای دوست

 

بي تو اي دوست دلم غرق بلا شد چه كنم

 

                                          هستي ام از همه سو رو به فنا شد چه كنم

 

گفته بودم كه كنم صبر بر ايام فراق

 

                                          طاقتم رفت ز كف يار كجا شد چه كنم

  نویسنده: تنها ترین ׀ تاریخ: جمعه 1387/04/14 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

   اگر باز آیی
پیاپی می گردم و می چرخم

تا در کوچه پس کوچه ها دلتنگیم

خرده تکه های خاطرات را جمع کنم

و به خون دل به هم بچسبانم

و به زلالی اشک قاب بگیرم

و به دیوار ترک خورده ی کلبه ام آویزان کنم

و پنجره را ببندم

و فانوس را خاموش کنم

و های و های و زار و زار

سکوت کنم...

تا ببینم و بشنوم

لبخند نمکین خاطرات را
  نویسنده: تنها ترین ׀ تاریخ: جمعه 1387/04/14 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

   دلم تنگ است برای....
چقد دلم تنگ شده واسه لی لی تو حیاط مادر بزرگ واسه جر زدن های تو بازیت و برنده شدن های من و حسرت خوردن های بقیه!!
خیلی وقته لی لی بازی نکردم اصلا خیلی وقته کسی واسه بردن من جر نزده
وقتی که رفتی هم جرزدن ها رفت هم لی لی ها و هیچ مسابقه ای هیجان نداشت
شاید انقد بزرگ شدم که بتونم همه جا برنده باشم اما با نبودنت من همیشه بازنده ام

با نبودنت قله منی نداره حتی با برگشتنت هم چیزی درست نمیشه , وقتی هستی و به قله میرسم با دیدنت نمی تونم شادی کنم و جیغ بکشم , خفه میشم از درد

  نویسنده: تنها ترین ׀ تاریخ: جمعه 1387/04/14 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

   مرهم درد

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

========================

ببین اندام تنهاییم را
که در لحظه های خاکستری

در انتظار طلوع خورشید است

www.khaterat-amin.blogfa.com

  نویسنده: تنها ترین ׀ تاریخ: شنبه 1387/04/08 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

   بوی حضورت
آنقدر بي خيال از بازنگشتنت گفتي
كه گمان كردم سر به سر اين دل ساده مي گذاري
به خودم گفتم
اين هم يكي از شوخي هاي شاد كننده توست
ولي آغاز آواز بغض گرفته من
در كوچه هاي بي دارو درخت خاطره بود
هاشور اشك بر نقاشي چهره ام
و عذاب شاعر شدن در آوار هر چه واژه بي چراغ
ديروز از پي گناهي سنگين گذشته را مرور كردم
از پي تقلبي بزرگ دفاتر دبستان را ورق زدم!
بايد مي فهميدم چرا مجازاتم كرده اي !
شايد قتل مورچه هايي كه در خيابان
به كف كفش من مي چسبيدند
اين تبعيد نا تمام را معنا كند
يا سنگي كه با دست من
كلاغ حياط خانه مادربزرگ را فراري داد!
يا نفرين نا گفته گدايي كه من
با سكه نصيب نشده او براي خودم بستني خريدم!
و گرنه من كه به هلال ابروي تو
در بالاي آن چشم هاي جادويي جسارتي نكردم!
امروز هم به جاي خونبهاي آن مورچه ها
ده حبه قند در مسير مورچه هاي حياطمان گذاشتم
يك سير پنير به كلاغ خانه مادر بزرگ
و يك اسكناس سبز به گداي در به در خيابان دادم!
پس تو را به جان جريمه اين همه ترانه
ديگر نگو بر نمي گردي...

به سراغ من اگر می آیی نرم و آهسته بیایید ، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

شايد نوشته هاي من نا مفهوم و غير قابل درك باشه ، اما ...
  نویسنده: تنها ترین ׀ تاریخ: چهارشنبه 1387/04/05 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

   گم کرده من

در شلوغي و ازدحام تماشايي بلوغ هوس ها تو را در ميان نگاه هاي مريض گم كرده ام

تمام حرف دلم را در اين خراب آباد ميان حنجره بسته و خاموشم گم كرده ام

در هاهو تلفيق رنگ شب و روز تو را ميان سپيدي ها و سياهي ها گم كره ام

منم همچون اشكي در تلاطم دردها تمام هستي خود را گم كرده ام

آخر چه چيزي دارم من كه تمام وجودم را گم كرده ام ...

  نویسنده: تنها ترین ׀ تاریخ: چهارشنبه 1387/04/05 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

درباره وبلاگ

در کوی نیک نامان مارا گذر ندادند
گر تو نمی پسندی تغییر کن خزان را
==================
محبت
مهر
عاطفه
عشق
عاشقی
دوست داشتن
=========
هر وقت به گوش ما این کلمات میخورن
خیلی سنگین و سخت بر خورد میکنیم.
چرا؟
خداوندی که انسان را بر سر عشق آفرید
خداوندی که راز زندگی انسان را عشق قرار داد
مگر او خالق ما نیست؟
مگر ما نباید پیرو او باشیم؟
خداوند عاشق است
من هم عاشقم
پس از عشق نترس
تو هم عاشق باش
=============
لحطات خوبی رو داشته باشی
نظری که میدی من تنها رو دلگرم میکنه


لینکهای روزانه

جستجوی مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to khaterat-amin.Blogfa.com / Theme by: (ســــام(امین